الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
248
الغدير ( فارسي )
چگونه با سادگى مىپذيرد كه آئيننامههاى ارجمند پيامبر را از مردم بپرسد و آنها را از كسانى فرا گيرد كه خودش براى آنان جانشين پيامبر است و تازه چگونه از همين شيوهء خود سر پيچيد و دربارهء « ابا » و « كلاله » پرسش نكرده و بىآنكه از ياران پيامبر بپرسد و با آنان به مشورت پردازد تنها به يارى برداشت خود چنان فرمايشى كرد كه كرد و آزادانه گفت آنچه گفت ؟ در ميان دادرسىهائى كه بوبكر به انجام رسانده - گذشته از نمونه هائى كه آورديم - به رويدادهائى بر مىخوريم كه با همهء كمى مىتواند در شناسائى اندازهء دانش وى ما را بسنده باشد و بىنياز دارد و اين هم نمونه : 1 برداشت خليفه دربارهء بهرهء مادر بزرگ از قبيصه پسر ذؤيب آوردهاند كه گفت مادر بزرگى به نزد بوبكر راست رو - خدا از وى خشنود باد - آمد و دربارهء بهرهء خويش از مرده ريگ نواده اش بپرسيد ، بوبكر وى را گفت : « در نامهء خداوند بهره اى براى تو نهاده نشده و نمىدانم در آئيننامههاى برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - بهره اى براى تو نهاده شده يا نه ، اينك بر گرد تا از مردم بپرسم » مغيره پسر شعبه گفت من نزد برانگيختهء خدا - درود و آفرين خدا بر وى - بودم و او شش يك را به مادر بزرگ داد ، بوبكر گفت : آيا در اين گزارش كسى را براى گواهى دارى ؟ پس محمد پسر مسلمهء انصارى برخاست و همانچه را مغيره گفته بود بر زبان راند و بوبكر - خدا از وى خشنود باد - آن دستور را به كار بست . پايان داستان ( 1 ) . دانش خليفه را بنگر كه چه سان پاسخ پرسشى از وى پوشيده مانده كه
--> ( 1 ) ن - « موطأ آماده شده » از مالك ج 1 ص 335 « سنن » از دارمى ج 2 ص 359 « سنن ابى داود » ج 2 ص 17 « سنن ابن ماجه » ج 3 ص 163 « مسند احمد » ج 4 ص 224 « سنن بيهقى » ج 6 ص 234 ، « بداية المجتهد آغاز كار تلاشگر » ج 2 ص 344 « مصابيح السنة چراغهائى فرا راه آئيننامههاى پيامبر » ج 2 ص 22